فارغ التحصیلان بیکار نتیجه رشد کمی دانشگاه ها است
گسترش تعداد دانشجویان در کشور و افزایش رشد کمی دانشگاه ها برای جذب دانشجو، نتیجه ای بجز تربیت فارغ اتحصیلان بیکار با توجه به پتانسیل اقتصادی کشور نداشته است.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ، مجموع دانشجویان کشور از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۴ نشان می دهد که در این مدت با رشدی نزدیک به ۵۴ درصد از حدود ۲ میلیون و ۸۲۸ هزار نفر در سال ۱۳۸۵ به بالغ بر ۴ میلیون و ۳۴۸ هزار نفر در سال ۱۳۹۴ رسیده است.
هرچند این آمار به طور کلی حکایت از افزایش مجموع دانشجویان کشور نسبت به سال ۱۳۸۵ دارد اما اگر این آمار را در برش پنج ساله دوم ببینیم مجموع دانشجویان کشور در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۵ از مجموع آنها در سال ۱۳۹۰-۱۳۹۱ کمتر است.
به این صورت که تا سال تحصیلی ۱۳۹۴- ۱۳۹۵ شاهد رشد مجموع دانشجویان کشور هستیم ولی این تعداد به یکباره در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۵ با کاهشی ۹.۶ درصدی مواجه می شود و از حدود ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر به حدود ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار هزار نفر رسیده است. از دلایل این کاهش جمعیت دانشجویی را می توان کاهش جمعیت جوان کشور (براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵) دانست که به نظر می رسد این روند در سال های آتی نیز ادامه داشته باشد.
نکته مهم این است که به رغم کاهش جمعیت دانشجویی کشور در سال تحصیلی ۱۳۹۵- ۱۳۹۴، مجموع دانشجویان تحصیلات تکمیلی کشور در هیچ سالی از بازه ۱۰ ساله فوق کاهش نداشته است.
مجموع دانشجویان تحصیلات تکمیلی کشور در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۵ نسبت به سال تحصیلی ۱۳۸۵- ۱۳۸۶ با رشد بالاتر از ۴۰۰ درصد به بیش از ۵ برابر افزایش یافته و تعداد آنها از حدود ۱۸۰ هزار نفر به بالغ بر ۹۶۸ هزار نفر رسیده است.
همچنین تعداد دانشجویان دکتری تخصصی با رشد ۴۲۳ درصدی به بیش از ۵ برابر شده است. در همین مدت تعداد دانشجویان دکتری حرفه ای و کارشناسی ارشد به ترتیب حدود ۹۱ و ۵۷۷ درصد رشد داشته است.
به این ترتیب تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد با افزایش حدود ۶.۵ برابری بیشترین و مقطع دکتری حرفه ای کمترین میزان رشد را داشته اند.
نکته دیگر اینکه برخلاف روند کاهشی رشد کلی جمعیت دانشجویی، رشد جمعیت دانشجویان دکتری تخصصی در پنج ساله دوم نسبت به پنج ساله اول بیشتر بوده و پیش بینی می شود این رشد در سال های آتی ادامه داشته باشد.
**روند رشد هیات علمی در دانشگاه ها
یکی از شاخص های کیفیت آموزش عالی، متناسب بودن نسبت استاد به دانشجو است. همچنین با توجه به اینکه برای آموزش و تربیت دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی نیاز به اعضای هیئت علمی با مرتبه علمی حداقل استادیار (استادیار، دانشیار و استاد) وجود دارد، انتظار می رود با توسعه تحصیلات تکمیلی با همان نسبت یا نسبتی متناسب با آن تعداد اعضای هیئت علمی نیز افزایش یابد.
متاسفانه هرچند تعداد اعضای هیات علمی در این مدت رشد قابل ملاحظه ای را نشان می دهد اما متناسب با رشد جمعیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی نبوده و این رشد بدین مفهوم نیست که شاخص نسبت استاد به دانشجو به کشورهای توسعه یافته رسیده باشد. افزایش تعداد دانشجو علاوه بر اینکه تأثیرات درون دانشگاهی دارد، تأثیرات برون دانشگاهی نیز دارد، به عبارت دیگر بر جامعه نیز به انحاء مختلف تأثیر خواهد داشت.
به عنوان نمونه یکی از معضلات عمده جامعه ایرانی نرخ بالای بیکاری است، اما نکته این است که در سال های اخیر بیشترین نرخ بیکاری مربوط به فارغ التحصیلان دانشگاهی بوده است. به طوری که در پایان سال ۱۳۹۴ نرخ بیکاری ۱۱ درصد و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی ۱۸.۵ درصد بوده است.
همچنین در سال ۱۳۸۴ حدود ۲۰ درصد جمعیت بیکار کشور را افراد دارای تحصیلان دانشگاهی تشکیل می دادند، درحالی که این سهم در سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ حدود دو برابر شده و به نزدیک ۴۰ درصد رسیده است.
نمودار ترکیب تحصیلی جمعیت بیکار کشور از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ نشان می دهد افزایش نرخ بیکاری در بین فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی بیشتر بوده است. در واقع به نظر می رسد بخش آموزش عالی در ایران به جای آنکه در جهت افزایش سرمایه انسانی و درنتیجه افزایش بهره وری نیروی کار حرکت کند، بیکاران تحصیلکرده تری تولید کرده است.
نرخ بالای بیکاری جمعیت جوان کشور به خصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی در حالی است که رشد آموزش عالی در سال های اخیر توانسته است به برخی (کمیت های مطلوب اهم شاخص های کلان علم و فناوری کشور) درج شده در نقشه جامع علمی کشور نزدیک شود. حال با توجه به اینکه این امر همزمان با رشد بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی بوده است.
به نظر می رسد تحقق کامل این کمیت ها بدون توجه به شاخص های کیفی و پتانسیل صنعت و بازار، سبب افزوده شدن بیش ازپیش به تعداد فارغ التحصیلان بیکار خواهد شد. با توجه به موارد پیش گفته و مشاهده جمعیت تحصیل کرده بیکار این پرسش مطرح می شود که آیا توسعه غیرهدفمند آموزش عالی باعث رشد جمعیت فارغ التحصیلان بیکار شده است و یا ضعف و ناتوانی بازار تولیدی و سرمایه برای جذب دانش آموختگان دانشگاهی؟
در پاسخ به این پرسش می توان هر دو مورد را تأثیرگذار دانست. روند کند توسعه صنعتی و اقتصادی کشور به گونه ای بوده است که حتی اگر تحصیلکردگان دانشگاهی، تحصیلات عالی هم نداشتند باز هم بخش زیادی از آنها بیکار می ماندند و بیکارانی بدون تحصیلات دانشگاهی می داشتیم؛ چراکه قبل از توسعه آموزش عالی رشد جمعیت جوان و فعال کشور در دو دهه اخیر و عدم تناسب آن با ظرفیت های بالفعل اقتصادی از دلایل مهم شیوع بیکاری در کشور است.
در این شرایط توسعه آموزش عالی تحت تأثیر تقاضای اجتماعی و نادیده انگاری تقاضای اقتصادی به چنین وضعی دامن زد، ضمن اینکه نباید از نظر دور داشت که دانشگاه، به عنوان یک نهاد فرهنگی وظیفه ارتقا سطح فرهنگ، تعلیمات و تربیت افراد جامعه را نیز برعهده دارد و شاید این وظیفه دانشگاه نباشد که تناظر یک به یک بین فارغ التحصیلان و بازار کار ایجاد کند.
**روند رشد دانشجویان تحصیلات تکمیلی به تفکیک زیرنظام
طبق آمارها بیش از ۸۰ درصد دانشجویان تحصیلات تکمیلی کشور در دانشگاههای زیرمجموعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی مشغول به تحصیل هستند. بنابراین با هدف بررسی و شناخت میزان رشد
دانشجویان تحصیلات تکمیلی در سه دستگاه مزبور آمار دانشجویان تحصیلات تکمیلی کشور در بازه زمانی ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ حاکی از آن است که تعداد این دسته از دانشجویان طی سالهای اخیر و در همه دستگاه های عمده متولی آموزش کشور افزایش یافته است (بالاترین میزان رشد دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه آزاد اسلامی و بهترتیب به میزان ۲۳۰ و ۶۷۳ درصد بوده است).
پس از آن بالاترین رشد مربوط به دکتری تخصصی متعلق به وزارت علوم تحقیقات و فناوری با ۱۷۰ درصد و کارشناسی ارشد مربوط به دانشگاه های وابسته به وزارت بهداشت با ۱۵۵ درصد بوده است. همچنین بیشترین تعداد دانشجویان دکتری تخصصی کشور (۵۶هزار و۰۳۸) نفر در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فناوری و بیشترین تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد(۴۴۶هزار و۲۹۳) نفر در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول به تحصیل هستند.
همانطور که گفته شد تغییرات جمعیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد طی سال های ۱۳۸۹- ۱۳۹۰ بسیار بالا بوده است به طوری که تعداد دانشجویان دوره دکتری تخصصی این دانشگاه از رشدی نزدیک به ۶۷۰ درصدی برخوردار بوده و طی بازه ۶ ساله از ۴ هزار و ۱۷۰ نفر به ۳۲ هزار و ۲۴۹ نفر، رسیده است.
در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۵ بیش از ۵۰ درصد دانشجویان دکتری تخصصی در دانشگاه های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، حدود ۲۰ درصد در دانشگاه ها و دانشکده های علوم پزشکی و ۲۹ درصد در دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل بوده اند، درحالی که این نسبت در سال تحصیلی ۱۳۹۰-۱۳۸۹به ترتیب حدود ۵۳، ۳۶ و ۱۱ درصد بوده است.
مطلب اخیر نشان دهنده کاهش سهم وزارتین و افزایش سهم دانشگاه آزاد از تعداد دانشجویان دکتری تخصصی است. بیشترین رشد دانشجویان دکتری تخصصی دانشگاه آزاد اسلامی مربوط به سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۳ است به طوری که ظرف یک سال تعداد دانشجویان دکتری آن دانشگاه از ۱۰هزار و ۳۲۳ نفر در سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۲به بیش از دو برابر یعنی ۲۱ هزارو ۱۱۵ نفر در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۳ افزایش یافت.
تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی با افزایشی بالغ بر سه برابر، از حدود ۱۳۵ هزار نفر در سال تحصیلی ۱۳۹۰-۱۳۸۹ به بیش از ۴۴۶ هزار نفر در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۴ افزایش یافت و از رشدی بالغ بر ۲۳۰ درصد برخوردار شد.
به عبارت دیگر، در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۴ بیش از ۶۶ درصد دانشجویان کارشناسی ارشد کشور در آن دانشگاه مشغول به تحصیل بوده اند درحالی که این نسبت در سال تحصیلی ۱۳۹۰-۱۳۸۹حدود ۴۸ درصد بوده است.
همچنین در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۴سهم دانشجویان دانشگاه های وابسته به وزارت خانه های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از دانشجویان کارشناسی ارشد به ترتیب حدود ۳۰ و ۳ درصد بوده است، با این توضیح که نسبت های مذکور در سال تحصیلی ۱۳۹۰-۱۳۸۹ به ترتیب ۴۸.۷ و ۲.۹ درصد بوده است.
بنابراین در دوره کارشناسی ارشد، برخلاف دانشگاه آزاد سهم دانشگاه ها و مؤسسه های آموزش عالی وابسته به وزارت علوم از دانشجویان این مقطع کاهش چشمگیری داشته است. افزایش سهم زنان نیز از تحصیلات تکمیلی به دنبال سهم بالاتر آنها از آموزش عالی در مقاطع پایین تر به وجود آمده و این روند ادامه دارد.
همانگونه که گفته شد مجموع دانشجویان تحصیلات تکمیلی کشور در سالهای اخیر از رشد بالایی برخوردار بوده است که این رشد مربوط به همه گروه های تحصیلی و در همه مقاطع است، هرچند این رشد برای گروه های مختلف تحصیلی به یک اندازه و همگون نبوده است. برای نمونه در مقطع کارشناسی ارشد بالاترین رشد مربوط به گروه تحصیلی هنر با رشدی حدود ۳۹۶ درصد و پس از آن گروه فنی و مهندسی با رشد حدود ۲۳۵ درصد بوده است. همچنین در مقطع دکتری تخصصی بالاترین رشد مربوط به گروه های تحصیلی علوم پزشکی و علوم انسانی با رشد به ترتیب ۳۸۴ و۳۶۱ درصد بوده است.
در فاصله زمانی مذکور در مقطع دکتری حرفه ای علوم پزشکی نیز شاهد رشد حدود ۳۶۰ درصدی بوده ایم.
البته بیشترین تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد در همه سال های مورد نظر متعلق به گروه علوم انسانی و پس از آن گروه تحصیلی فنی و مهندسی بوده است. سهم گروه علوم انسانی از کل دانشجویان کارشناسی ارشد در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۴ نیز متعلق به گروه علوم انسانی و پس از گروه تحصیلی فنی و مهندسی بوده است.
سهم گروه علوم انسانی از کل دانشجویان کارشناسی ارشد در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۴ بالغ بر ۵۳ درصد و بالاترین سهم دانشجویان دکتری تخصصی در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۵ نیز متعلق به گروه علوم انسانی بوده در حالیکه این سهم تا سال تحصیلی ۱۳۹۲-۱۳۹۱ متعلق به گروه علوم پزشکی بوده است.
طی سال های مندرج در جدول ۵ کمترین سهم کارشناسی ارشد در گروه علوم پزشکی و کمترین سهم دکتری تخصصی در گروه هنر بوده است.
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
دانلود اپلیکیشن اندروید دادورزیار
منبع خبر : ایرنا


